در دو قسمت قبلی بیتوجهی جریان اصلی توسعه به مساله تولید و اشتغال و درک ناقص و سطحی آن از مساله تولید بحث شد. در این قسمت، چارچوب پیشنهادی نویسندگان با محوریت ایجاد مشاغل بهتر و بیشتر، مساله پایداری محیطزیستی و در نهایت یک جمعبندی نهایی از مباحث مطروحه ارائه میشود.
معیار تولید ملی موفق، تولید محصول رقابتپذیر همراه با عمیق شدن در زنجیره است. یکی از آسیبشناسیهای رایجی که برای علتیابی نرسیدن به این هدف در صنایع ایران گفته میشود فقدان رقابت کافی در بین بازیگران در بازار داخل و نبود آزادی ورود بازیگر جدید است. این پژوهش بهدنبال یافتن این سؤال است که آیا افزایش رقابت از طریق افزایش تعداد بازیگران در برخی صنایع میتواند مشکل عدم موفقیت تولید داخل را رفع کند یا ممکن است مشکلی بر مشکلات قبلی بیفزاید؟
در این بخش یک چارچوب نظری معرفی میشود که توسعه به عنوان یک فرآیند تحول تولید که برای ایجاد اشتغال خوب ضروری است مفهومسازی مجدد میشود. برای این کار قصد نداریم به رویکرد تجمعی قدیمی که صرفا بر بسیج منابع و جذب نیروی کار متمرکز بود برگردیم، بلکه سعی میشود آن بینشهای قدیمی را با پیشرفتهای نظری اخیر درباره صنعتی شدن از طریق یادگیری، کارآیی خِرد کف کارخانه و آنچه آمسدن آن را «برساختهای اجتماعی داراییهای رقابتی» مینامید ترکیب کنیم.
آیا خودروهای ایرانی گران هستند و با همین قیمت میتوان خودروهای خارجی بهتری خرید؟ این بار «صدای تولید» قیمت بازاری خودروهای داخلی را مبنی مقایسه قرار داده است. حال ببینیم با پول کوییک دندهای و پژو پارس سال چه خودرو خارجیای میتوان خریداری کرد.
اهداف توسعه پایدار (SDGs) با محوریت کاهش فقر و توانمندسازی فردی، رشد اقتصادی را تا حد زیادی به بازار واگذار کرده است. تعدادی از محققان این دیدگاه نهادینهشده در اهداف توسعه هزاره (MDGs) را بهدلیل نادیده گرفتن تغییرات ساختاری، نابرابری و اشتغال تقبیح کردهاند. آلیس امسدن (اقتصاددان سیاسی و محقق توسعه اقتصادی) (۲۰۱۲-۱۹۴۳) بهویژه در آخرین سالهای زندگی خود در خط مقدم این مناقشه قرار داشت و نشان داد که چگونه ایجاد اشتغال و بهبود کیفیت شغل از طریق صنعتی شدن مبتنی بر یادگیری تنها مسیر توسعه واقعا فراگیر و پایدار است.
دنیایاقتصاد - سید امیررضا انگجی : مطالعات جدید نشان میدهد که استفاده از سیاستهای صنعتی بهشدت رایج است و از سال۲۰۱۰ سهم آن در کل سیاستها افزایش یافته است. کشورها تمایل دارند از یارانهها و اقدامات تشویقی صادرات استفاده کنند که اغلب شرکتها را هدف قرار میدهد.
نظریهٔ صنایع نوزاد ادعا میکند که تحت نظام تجارت آزاد کشورهای فقیرتر در تولید محصولاتی تخصص خواهند یافت که شاید درآمدشان را در کوتاهمدت حداکثر کند - این گزاره کاملاً با نظریهٔ مزیت نسبی مطابقت دارد - ولی همچنین خاطرنشان میکند که این الگوی تخصصی شدن مانع رشد و توسعه بلندمدت کشورهای فقیرتر میشود.
اقتصاد ایران پس از انقلاب دو دهه از دست رفته داشته است؛ دهه شصت به خاطر حمله نظامی عراق به کشور و دهه نود به خاطر جنگ اقتصادی آمریکا. در مقابل در دو دهه هفتاد و هشتاد، با وجود تمام مشکلات و ناکارآمدیها، عملکرد اقتصادی کشور با متوسط رشد اقتصادی در حدود ۵ درصد از متوسط جهانی بالاتر بود(متوسط رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه در همین دوره ۴.۱ و کشورهای پیشرفته ۱.۶ درصد بود). در این دو دهه صادرات غیرنفتی کشور از کمتر از ۵۰۰ میلیون دلار در سال ۱۳۷۰ به بیش از ۳۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۰ رسید و زیرساختهای کشور با سرعت بسیار زیادی توسعه پیدا کرد.