در مطالعات توسعه، بهویژه در ایران، توجه به تجارب توسعه کشورهای موفق بسیار مرسوم است. هرچند نمیتوان منکر فواید آشنایی با تجارب سایر کشورها بود، ولی نباید این سوگیری منجر به غفلت از بازخوانی و درسآموزشی از تجارب خودمان شود. در برهههای مختلف تاریخی، اقتصاد ایران با شکستها و در برخی موارد با موفقیتهایی همراه بوده که توجه به این تجارب و بازخوانی آنها میتواند درسهای ارزشمندی برای اقتصاد امروز ایران داشته باشد.
بهرغم شعارهای سالهای اخیر درباره حمایت از تولید، راهبرد و سیاستهای این حوزه همچنان مشخص نیست و این بخش با مشکلات عدیده مواجه است. عدم تامین مالی بلندمدت، مشکلات زیرساختی مانند قطعی برق و گاز، مداخلات قیمتی و تعزیراتی، کاهش قدرت خرید مردم، تحریم و مسائل تخصیص ارز و پیمانسپاری ارزی بخشی از این مشکلات است.
از استدلال حمایت از «صنایع نوزاد» الکساندر همیلتون در قرن هجدهم تا تصویب «قانون تراشه و علم» دولت بایدن، حمایت از تولید داخل یا همان سیاست صنعتی دچار تحولات نظری قابل توجهی شده است. نظر به اهمیت سیاست صنعتی و بازگشت دوباره آن به جریان اصلی توسعه و سیاستگذاری دولت ها در سال های اخیر، این یادداشت به شرح چهار مرحله از تکامل تاریخی سیاست صنعتی می پردازد.
در دو قسمت قبلی بیتوجهی جریان اصلی توسعه به مساله تولید و اشتغال و درک ناقص و سطحی آن از مساله تولید بحث شد. در این قسمت، چارچوب پیشنهادی نویسندگان با محوریت ایجاد مشاغل بهتر و بیشتر، مساله پایداری محیطزیستی و در نهایت یک جمعبندی نهایی از مباحث مطروحه ارائه میشود.
در این بخش یک چارچوب نظری معرفی میشود که توسعه به عنوان یک فرآیند تحول تولید که برای ایجاد اشتغال خوب ضروری است مفهومسازی مجدد میشود. برای این کار قصد نداریم به رویکرد تجمعی قدیمی که صرفا بر بسیج منابع و جذب نیروی کار متمرکز بود برگردیم، بلکه سعی میشود آن بینشهای قدیمی را با پیشرفتهای نظری اخیر درباره صنعتی شدن از طریق یادگیری، کارآیی خِرد کف کارخانه و آنچه آمسدن آن را «برساختهای اجتماعی داراییهای رقابتی» مینامید ترکیب کنیم.
اهداف توسعه پایدار (SDGs) با محوریت کاهش فقر و توانمندسازی فردی، رشد اقتصادی را تا حد زیادی به بازار واگذار کرده است. تعدادی از محققان این دیدگاه نهادینهشده در اهداف توسعه هزاره (MDGs) را بهدلیل نادیده گرفتن تغییرات ساختاری، نابرابری و اشتغال تقبیح کردهاند. آلیس امسدن (اقتصاددان سیاسی و محقق توسعه اقتصادی) (۲۰۱۲-۱۹۴۳) بهویژه در آخرین سالهای زندگی خود در خط مقدم این مناقشه قرار داشت و نشان داد که چگونه ایجاد اشتغال و بهبود کیفیت شغل از طریق صنعتی شدن مبتنی بر یادگیری تنها مسیر توسعه واقعا فراگیر و پایدار است.
دنیایاقتصاد - سید امیررضا انگجی : مطالعات جدید نشان میدهد که استفاده از سیاستهای صنعتی بهشدت رایج است و از سال۲۰۱۰ سهم آن در کل سیاستها افزایش یافته است. کشورها تمایل دارند از یارانهها و اقدامات تشویقی صادرات استفاده کنند که اغلب شرکتها را هدف قرار میدهد.
نظریهٔ صنایع نوزاد ادعا میکند که تحت نظام تجارت آزاد کشورهای فقیرتر در تولید محصولاتی تخصص خواهند یافت که شاید درآمدشان را در کوتاهمدت حداکثر کند - این گزاره کاملاً با نظریهٔ مزیت نسبی مطابقت دارد - ولی همچنین خاطرنشان میکند که این الگوی تخصصی شدن مانع رشد و توسعه بلندمدت کشورهای فقیرتر میشود.