در این کتاب یک اقتصاددان برجسته چینی یک تحقیق به موقع و ضروری درباره دیدگاه چین در مورد اقتصاد، دولت، جامعه و موقعیت آن در جهان ارائه میدهد. دکتر دیوید دائوکوی لی به عنوان مشاور رهبران ارشد حزب کمونیست چین و همچنین شرکتهای بزرگ چند ملیتی و موسسات اقتصادی بینالمللی خدمت کرده است.
در این مطلب قصد داریم ورای توجیهات نظری (چرا) سیاست صنعتی، درباره اصول مرتبط با «چه چیز» و «چگونه» صحبت کنیم. اصول مطرحشده بر اساس ترکیبی از درسهای گذشته و مباحث معاصر این حوزه است و بایستی بهعنوان نتایج تجربی دیده شوند.
پس از اعلام توافق دولت رئیسی با چینیها برای ساخت یک ورزشگاه بزرگ در تهران و همچنین توسعه فرودگاه امام، حالا شهردار تهران پس از سفر به چین خبر از سفارش ساخت شهربازی و هتل 5 تا 7 ستاره به چینیها داده است!
ترکیه یکی از کشورهای باسابقه در زمینۀ برنامهریزی توسعه است. ریشۀ برنامهریزی توسعه با برنامههای توسعۀ صنعتی دهۀ 1930، شروع آن با تدوین برنامههای توسعۀ پنجسالۀ اوایل دهۀ 1960 و تکامل آن نیز، با پروگرامهای میانمدت سهساله و برنامههای راهبردی اوایل قرن بیستویکم بوده است.
به طور کلی، ارتقا فرآیندی است که طی آن بازیگران اقتصادی – کشورها، مناطق یا بنگاهها – موقعیت خود را در سلسلهمراتب جهانی فعالیتهای دارای ارزش افزوده بهبود میبخشند، یعنی حرکت از فعالیتهای کمارزش به سمت فعالیتهای باارزش به منظور افزایش مزایا (به عنوان مثال امنیت، ارزشافزوده، سود، دستمزد) از مشارکت در زنجیره ارزش جهانی.
دنیای اقتصاد- برزین جعفرتاش: در گفتمان اقتصادی رسمی چند سال اخیر کشور موضوعاتی مانند حمایت از تولید، مصرف کالای ایرانی و تقویت اقتصاد ملی بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. البته سابقه این نوع دغدغهها به بیش از یک قرن قبل بازمیگردد. برای مثال تاکید قائممقام فراهانی برای داشتن توازن واردات و صادرات گمرکی باعث تنفر فرستادگان روس و انگلیس از او شد و در نهایت بر اثر توطئه سفیر انگلستان و برخی درباریان ایران بهقتل رسید.
منظور از سیاست صنعتی بهطور دقیقتر سیاست صنعتی گزینشی است. سیاستهای صنعتی انتخابی به سیاستهایی اطلاق میشوند که با هدف ارتقای رفاه اقتصاد ملّی در بلندمدت، توسعه برخی صنایع یا بخشها را نسبت به سایرین ترجیح میدهد. این رویکرد با طیفی از سیاستها میتواند دنبال شود، مانند یارانههای تجاری، مجوزها، و مدیریت تخصیص اعتبار و سرمایه، قیمتها، و سرمایهگذاری.
ورود سامسونگ به صنعت الکترونیک در سال 1969 که تا آن زمان تحت سلطه گلداستار (الجی سابق) بود باعث تغییرات عمده در صنعت الکترونیک کره شد. در آن زمان، شرکتهای کرهای دیگری مانند تایهان الکتریک وایر و شرکتهای خارجی یا سرمایهگذاری مشترک مانند موتورولا کره در صنعت الکترونیک این کشور فعال بودند. با این حال، سامسونگ، به عنوان بزرگترین گروه تجاری کره، در سطح متفاوتی یک تهدید رقابتی محسوب میشد.